خرید بک لینک
یووووووووووووهووووووووووووووووووووووو ترم اول کاذشناسی ارشد تمووووووم شد.. واااای راحت شدم.. چقدر امتحانا سخت بود و نفسگیر !!! اومدم خونه... مامانم اینا مبل و میزنهارخوری و سرویس خوابمو از شیراز گرفتن و آوردن وااااااااااااااااااای عااااااااااالی شده عالی شدهاااااا.. گیفت های عروسیمو درست کردم با اسم و تاریخ..ان شاالله کم کم وسایلمو میبرم تا وقت دارم کم کم بچینم تو خونه...تا ببینم چیزی کم و کسر هست یا نه! آقاییم دل تو دلش نیس اسفندماه بشه و ذوق و شوق خاصی واسه خونه و چیدن وسایل داره.. پ.ن : دقیقا دوماه دیگه این شب... "مامان بابای مهربونم ممنون که هستین و همه چی و اونجوری پیش میبرین که من میخوا

برچسب: ترم,کارشناسی,ارشد,تمام, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

سلاااااااااااااموو اوه اوه چقدر سخته.. یه عااااااااااالمه کار کردم.. وسایلمو کلا بردم چهاردیواریمون.. آشپزخونه رو کامل چیدم ولی بقیه جاها ناقصه هنوز.. خییییییییییییییییییییییییییلی حس خوبی دارم.. آقاییم به شدت خوشحاله.. همه از وسایلای خونم کلی تعریف میکنن و میگن سلیقت خیلی خوبه.. امروز رفتم نوبت ارایشگاه گرفتم..آتیله هم که قبلا گرفته بودم.. تابلوی دوست داشتنیمو درست کردم با کمک بابام و همسر جان..عااااااالی شده عاشقشم.. کارت عروسیم وای یعنی محشره از اینستا سفارش دادم ار کرج اومد واسم.. کیکم باید برم سفارش بدم.. امروز یکم استرس گرفتم که خونم هنوز کامل چیده نشده(همش تقصیر نصاب پرده هس که نمیاد پر

برچسب: حال,چیدن,وسایل,چهاردیواری, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

سلاااااااااااااام..

رفتم پرو لباس عروس

مامان دوستم لباسمو میدوزن واسم اصفهان..

یعنییییییییییییییییییییییی عاااااااااااااااااااااااااالی فوق العاده همون که میخواستم..

لباس عروسم آستین داره و شکوفه های ریز برجسته روش کار شده و دامنشم تور و پف

یکمم دنباله داره..

خودم که عااااااااااااااااااشقش شدم..

"ممنون آقاییم که همیشه پشتیبانمی"

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۵/۱۲/۱۰ساعت 0:27 توسط Aღ♥ღZ |

برچسب: پرو,لباس,عروس, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

سلام.. چیندن خونه تموم شد پرده هارم اومدن نصب کردن.. عااااااالی شده همونکه خودم میخواستم.. رفتیم دسته گل و گل ماشین عروس و کیک عروسی و .. سفارش دادیم.. کارت عروسیمو از تهران سفارش دادم واسم اومد فوق العادس از قشنگی.. تقریبا کارتای عروسی و پخش کردیم.. هفته ی پیش رفتیم شیراز و کارت فامیلای شیرازیمونو دادیم و کلی خرید کردیم واسه آقایی و خودمم یکم خرید کردم..(من خریدامو کم کم اصفهان و یزد انجام داده بودم)آقاییم خریداش کمر شکن بود.. کت و شلوار آقاییم و از گراد خریدیم که فوووووووووووق العاده بهش میاد..ماشاالله خداروشکر همه چی عالی داره پیش میره.. "خداجوووونم شکرت" + نوشته شده در پنجش

برچسب: خرید,کارت,عروسی, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

سلااااام عروس اومد.. همه چی عااااااااااااااااااااااالی بووووووووووووووووود 27 اسفند سالگرد ازدواجمون مصادف شد با حنابندون خداروشکر به بهترین نحو ممکن تموم شد.. عروسیمون فوق العاده بود.. همه ی مهمونا از همه چی کللللللللللللللللی تعریف کردن و خوششون اومده بود خودمونم که اصلاااا باور نمیکنیم که تموم شد.. همه چی همونجور اتفاق افتاد که خودم میخواستم.. آقاییم با اینکه خیلی خجالتیه اون شب هرچی گفتم گفت چشم.. بهترین شب زندگیم بود.. سوپرایز کادوی داداشم که گوشی اپل بود عاااااااااااااااااالی بود وسط سالن جیغ میزدم(داداشم 18سالشه) سوپرایز اتاق که دخترخاله های همسرجان و خواهر و داداشم اماده کرده بودن فوق

برچسب: عروسی,اسفند, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

سال نو مباااااااااااااارک.. امسال سال تحویل با همه ی سال ها متفاوت بود.. همه خونه ی پدرشوهرم بودن فامیلا از شیراز و شهر خودمون.. یه 50 نفری میشدیم.. سال تحویل همه خووووشحال و سرحال بودن.. یه عکس دسته جمعی گرفتیم که عاااالی شد همه تو عکس بودیم منو همسرجان اول نسشتیم (عروس و دوماد بودیمااا) همه کلی ازم تشکر کردن که فکر نمیکردیم عروسی نزدیک عید اینقدر خوب باشه.. همه میگفتن بهترین سال تحویلمون امسال بوده.. عصر پاتختی برگزار شد.. "و این چنین پرونده ی عروسی بسته شد" + نوشته شده در جمعه ۱۳۹۶/۰۱/۰۴ساعت 12:42 توسط Aღ♥ღZ |

برچسب: سال,تحویل,پاتختی, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

اردیبهشت خوووشگل

من عاشق این فصلم..

همه چی خیلی خوب و آروم داره پیش میره..

دانشگاه برقراره و همسر هم که مدرسه..

مامان و خواهرجانم رفتن مشهد و کلی سوغاتی گیرم اومد و در نبودشون قرار بود تغذیه ی بابا و داداشو من تامین کنم..ولی خداشاهده یه وعده من غذا درست نکردم همش مهمون بابا بودیم..

"خداجونم عاشقتم"

+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۶/۰۲/۲۷ساعت 10:10 توسط Aღ♥ღZ |

برچسب: آروم, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

سلااااااااااام.. از کجا واستون بگم؟؟؟ آهان از اینجا که سه روز در هفته دانشگام.. یه روز خونه خودم ( که فقط همون روز آشپزی میکنم) بقیشم خونه مامانم.. کارای خونه رو همسرجان انجام می ده..(منم کم و بیش کمک می کنم) همه ی غذا هارو برای بار اول درست کردم که از همشووون کللللی تعریف کرد همسرجان!!(البته شامی که درست کردم خودم نتونسم بخورم ولی همسر تا ته خورد!!!!) نه جدی دسپختم خوبه .. الانم امتحانای ترم دو ارشد شروع شده و به سختی دارم عقب موندگیامو جبران میکنم(آخی کل این ترم درگیر کارای عروسی بودم) من اومدم اصفهان دانشگاه ، آقامونم اومده!! یعنی عاشقشم هی واسم چیزای خوشمزه میخرید میوورد دم خوابگاه.. خدارو

برچسب: مثلا,خانم,خونه,اومده, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

سلام امتحانام تمووووووووم شد خييييييلي خوشحالم خداروشكر همشون خوب بودن اومدم خونه و بعد از يه روز استراحت كامل چهارديواريمونو برق انداختم خدايي اقاي همسر خيلي تمييز و مرتب هست ولي بازم خانم خونه بودن يه چيز ديگس ٤ ساعت كامل مشغول بودم بعدم كه افطاري اخر و خدافظي با ماه رمضون ديشيم يهووووو ساعت ١ شب تصميم گرفتيم با دوتا از دوستامون اومديم شيراز ساعت ٤ صبح رسيدم و تا برسيم خونه ساعت ٥ شد و اش سبزي خريديم و نوش جان كرديم و خوابيديم.. خييييلي دوستامون خوبن و باهاشون خيلي خوش ميگذره الان داريم اماده ميشيم بريم دور دور.. واقعا به اين سفر واسه استراحت احتياج داشتم ☺️ + نوشته شده در دوشنبه ۱۳۹۶

برچسب: امتحانام,تموم, نویسنده: آوا میرزاده تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:08

صفحه بندی